عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

53

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

قاعدهء صوفيانه پاى بند شود تا بدرجهء أو نائل شود . از ديگر تعليمات أو به حسن ، سخنى است كه در مقام بىاهميّت نشان دادن كرامت براي أو بازگفت . در اين واقعه ، حسن بخوبى مىبيند كه توان همسانى با رابعه را ندارد وبيش از اين نمىتواند كه سجاده نماز را بر سر آب افكند ، امّا رابعه سجاده‌اش را بر هوا مىنهد وبر آن نماز مىكند ، تحيّرى كه از پى مشاهدهء اين حال بحسن دست داد وسكوتى كه در مقام تواضع از أو بروز كرد ، فرصتى بود تا رابعه به أو بياموزاند كه « بكار مشغول بايد شد » « 1 » ودل بكرامات نبست . عتاب أو به سفيان ثوري كه از پس دعاى أو واقع شد ، نمونه‌اى ديگر از اين تعاليم است « 2 » . نيز در اين راستا مىتوان به گفتگوى أو با رياح كه نوبتي به بيهوش شدن أو منجر شد اشاره كرد « 3 » . اين گونه از آموزشهاى أو به معاريف روزگارش كه اثرى پايدار در ميان آنان بجاى گذاشت ، باعث شد كه تصوّف در جنبهء قواعد وآدابش صورتي متكاملتر به نسبت با صورت پيش از أو بيايد . هر چند ، شايد بتوان از نظر يكسان نبودن سالهاى حيات كساني همچون رابعه وحسن بصرى اين گونه نقلها را بر ساختهء تذكره‌نويسان دانست ، امّا در اين صورت نيز ، ساختن اين گونه داستانها وانتساب آنها به شخصي واحد ، خبر از تطابق آنها با حركات وحالات أو دارد . امّا در رابطه با ارائه مفاهيم عميق‌تر از الفاظى كه در سنّت تصوّف زبانگرد بود مىتوان به مفاهيم جديدى كه أو از ألفاظ تجرّد وتنها زيستى - در دائرهء مفاهيم مربوط به زندگى مادّى - وحبّ إلهي - در دائرهء مفاهيم وابسته به زندگى روحي - در سخن ومنش خود عرضه كرد ، اشاره نمود . جاى هيچ شكّى نيست كه سنّت متواترهء پيامبر أكرم ( ص ) دلالت بر جواز ازدواج وحتّى نيكويى آن دارد . اين مطلب را ، بدون هيچ رنجى مىتوان به كمك همهء كتبي كه پيرامون زندگى آن حضرت نوشته است ، دريافت « 4 » . ياران صالح وأهل بيت گرامى ايشان هم در مطلوبيّت ازدواج ، ترديد روا نداشته‌اند .

--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . بنگريد : كتاب التعرّف ص 73 . ( 3 ) . شهيد عشق الهى ص 141 . ( 4 ) . نيز بنگريد : تاريخ تصوّف اسلامى ص 149 .